سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
551
تاريخ ايران ( فارسى )
شرح حالات و تعاليم دينى اين مرد بزرگ زائيدهء آئين ميترا ( مهرپرستى ) بوده است و آن تا چندين قرن نهفقط در مشرق بلكه در مغرب زمين نيز انتشار تام داشته است ، بنابه روايت البيرونى ، مانى در سال 215 يا 216 ميلادى متولد گرديد . وى از يك پا ناقص و لنگ بوده است ، در هنگام تاجگذارى شاپور شروع به دعوت كرد ، تا چند سالى هم در دربار پادشاه ساسانى مقام مهمى را حائز بوده است ، ولى پس از آن طرف بىميلى پادشاه واقع شده از ايران تبعيد گرديد ، مطابق عقيدهء البيرونى ، مانى در ايام آوارگى كشورهاى هند و تبت و چين را سياحت نمود . پس از مرگ شاپور در سال 272 به ايران بازگشت . هرمز جانشين شاپور ورودش را گرامى شمرد ، مانى در اينموقع اجازه يافت كه تعاليم مذهب خود را آزادانه منتشر سازد . وى بيشتر بين مسيحيان بين النهرين به نشر اصول و تعاليم مذهب خود ميپرداخت . به فاصلهء كمى پيروان زيادى دور خود جمع كرد . موفقيت او در يك مدت كمى ثابت مىكند كه آئين ميترا مردم را قبلا براى قبول اين مذهب مستعد و آماده ساخته بود . از سوءطالع اين پيغمبر حامى و سرپرستش بيش از يكسال سلطنت نكرد و پس از او بهرام اول حكم داد مانى را دستگير كردند و گفت « اين شخص چون مردم را به ويران كردن جهان دعوت مينمايد لازم است ما قبلا خودش را ويران يعنى اعدام نمائيم » . چنان كه البيرونى مينويسد مانى را به حكم بهرام اول مقتول و پوست بدنش را از كاه انباشته بدروازهء جندىشاپور كه بنام دروازهء مانى مشهور است آويختند « 1 » . اصول تعليمات مانى چه بوده است ؟ برون در يك عبارت جامعى اينمطلب را خلاصه مىكند و ميگويد آئينى را كه او تبليغ نموده همان آئين زردشتى مىباشد كه با مسيحيت آميخته شده است ، چنانچه در عبارت تناقض نباشد آئين او را تقريبا ميتوان چنين تعريف كرد كه آن يكرشته زهد و رياضتى است كه به آئين زردشتى پيوند شده است . چه مذهب زردشت چنان كه در فصل نهم ذكر شده اساسا يك مذهب طبيعى و اجتماعى بوده است . مذهب مزبور مخصوصا از روزه ممانعت مىكند و پيروانش را ترغيب مينمايد
--> ( 1 ) - بكتاب نامبرده صفحهء 191 رجوع كنيد ، جندىشاپور در نزديك كازرون است ( مؤلف ) .